تولید محتوا زمانی به رشد کمک می‌کند که هر پست، مقاله یا ویدئو نقش مشخصی در مسیر مخاطب داشته باشد. انتشار پراکنده ممکن است برای مدتی بازدید ایجاد کند، اما معمولاً به اعتماد و فروش پایدار منجر نمی‌شود. استراتژی محتوا یعنی بدانیم برای چه کسی، با چه هدفی، در چه قالبی و با چه پیامی محتوا می‌سازیم و نتیجه آن را چگونه می‌سنجیم.

کار را با تعریف مخاطب شروع کنید. به جای توضیح‌های کلی مانند «همه کسب‌وکارها»، یک گروه واقعی با مسئله مشخص انتخاب کنید. این افراد چه سؤال‌هایی دارند؟ چه چیزی مانع تصمیم آن‌ها می‌شود؟ چه لحن و قالبی را ترجیح می‌دهند؟ گفت‌وگوهای فروش، پیام‌های دایرکت، پرسش‌های پشتیبانی و عبارت‌های جست‌وجوشده منابع خوبی برای کشف موضوع هستند. بهترین ایده‌ها معمولاً از نیازهای روزمره مخاطب می‌آیند.

سپس هدف هر محتوا را تعیین کنید. بخشی از محتوا باید مخاطب جدید را آگاه کند، بخشی تخصص و قابل اعتماد بودن برند را نشان دهد و بخشی کاربر آماده را به اقدام دعوت کند. اگر تمام پست‌ها آموزشی باشند، ممکن است مخاطب هیچ‌وقت با خدمات آشنا نشود؛ اگر همه آن‌ها تبلیغاتی باشند، دلیل کافی برای دنبال‌کردن برند وجود ندارد. ترکیب متعادل آگاهی، اعتماد و اقدام، تقویم را هدفمند می‌کند.

ستون‌های محتوایی به تیم کمک می‌کنند ایده‌ها منظم بمانند. برای نمونه یک استودیوی دیجیتال می‌تواند ستون‌های طراحی سایت، سئو، پشت صحنه پروژه، تحلیل نمونه‌های موفق و پاسخ به پرسش‌های مشتریان داشته باشد. هر ستون به چند سری قابل تکرار تبدیل می‌شود. این ساختار هم تصمیم‌گیری را سریع‌تر می‌کند و هم مخاطب بعد از مدتی می‌داند از صفحه چه ارزشی دریافت خواهد کرد.

قالب را بر اساس پیام انتخاب کنید. یک نکته کوتاه ممکن است با اسلاید یا ویدئوی عمودی بهتر منتقل شود، در حالی که آموزش عمیق به مقاله یا ویدئوی طولانی نیاز دارد. بهتر است یک محتوای اصلی تولید و سپس به چند خروجی تبدیل شود: مقاله می‌تواند به اسلاید، ویدئوی کوتاه، خبرنامه و چند استوری تبدیل شود. بازتولید هوشمندانه هزینه تولید را کم می‌کند، بدون آنکه محتوا تکراری و خسته‌کننده شود.

شروع محتوا اهمیت زیادی دارد. تیتر یا سه ثانیه اول باید مسئله و فایده ادامه‌دادن را روشن کند. وعده مبهم یا اغراق‌آمیز شاید کلیک بگیرد، اما اعتماد را کاهش می‌دهد. بهتر است مشخص و صادق باشیم: دقیقاً چه چیزی یاد می‌دهیم، برای چه کسی مفید است و چه نتیجه‌ای دارد. در ادامه نیز مثال، تجربه واقعی و جزئیات کاربردی ارزش محتوا را بیشتر می‌کنند.

تقویم انتشار باید با ظرفیت واقعی تیم هماهنگ باشد. سه محتوای خوب و منظم در هفته از برنامه سنگینی که بعد از یک ماه متوقف می‌شود بهتر است. برای هر محتوا مسئول، موعد، وضعیت تولید، قالب و کانال انتشار مشخص کنید. زمانی هم برای پاسخ‌گویی به نظرها و پیام‌ها در نظر بگیرید؛ تعامل بخشی از تولید محتواست و اطلاعات ارزشمندی برای موضوع‌های بعدی فراهم می‌کند.

در پایان، داده‌ها را به تصمیم تبدیل کنید. تعداد ذخیره، اشتراک‌گذاری، زمان تماشا، کلیک روی لینک و سرنخ‌های ایجادشده نشان می‌دهند چه چیزی واقعاً مفید بوده است. پربازدیدترین محتوا همیشه بهترین محتوا نیست؛ گاهی یک پست با بازدید کمتر مشتری مناسب‌تری جذب می‌کند. هر ماه الگوهای موفق را پیدا کنید، قالب‌های ضعیف را اصلاح کنید و تقویم بعدی را بر اساس شواهد بسازید. استمرار همراه با یادگیری، از هر ایده وایرال ارزشمندتر است.

مقالات بیشتر ←BORNATEAM.IR